ملا عبد الله مدرس زنوزى (پدر آقا على مدرس زنوزى طهرانى)

79

لمعات الهيه (فارسى)

حيثيتى از حيثيات شخصيه است . تفريع " تقديسى " از اينجا ظاهر مىشود كه حقيقت واجب الوجود بالذات داخل نيست در تحت هيچ جنسى از اجناس ، چه اجناس جوهريه و چه اجناس عرضيه ، و چه غير اينها ، اگر جنس ديگرى متصور باشد . و همچنين داخل نيست در تحت هيچ نوعى از انواع چه انواع جوهريه و چه غير اينها ، پس جوهر نيست و جسم نيست و نامى نيست و حيوان نيست و فلك و ملك نيست و عقل نيست و نفس نيست ، الى آخر الانواع الجوهريه ، كم نيست و كيف نيست و اين نيست و متى نيست ، الى آخر الاجناس العرضية ، و حال آنكه بر اكثر اين مطالب ، بعد از اين ، براهين ديگر نيز اقامه خواهد شد . هرگاه كسى بگويد : كه در تعريف جوهر گفته‌اند : الجوهر هو الموجود لا فى موضوع . يعنى جوهر آن چيزيست كه موجود نباشد در موضوع ، و موضوع عبارتست از محلّى كه محتاج نباشد در وجود بحالّ خود ، و اين معنى بر واجب الوجود بالذات نيز صادقست اگرچه وجود صرف باشد ، پس لازم مىآيد كه جوهر جنس واجب الوجود بالذات نيز باشد . مىگويم مراد حضرات از « موجود لا فى الموضوع » چنان كه تصريح كرده‌اند « ماهية اذا وجدت فى الخارج كانت لا فى موضوع » يعنى جوهر ماهيتى است كه اگر در خارج موجود شود در موضوع نباشد ، و اين معنى بر واجب الوجود صادق نيست ، زيرا كه او ماهيت ندارد ، و اين معنى جنس است از براى انواع جوهريه ، نه مجرد مفهوم موجود لا فى موضوع ، زيرا كه در لمعات سابقه محقق شد كه وجود جزء ماهيتى از ماهيات نيست ، و جنس هرماهيتى جزء آن ماهيت است ، و معنى - لا فى موضوع - معنى سلبى و امر عدمى است ، چگونه جزء ماهيات متحصله مىتواند شد ، و حال آنكه براهين ديگر نيز بر عدم جنسيت او قايم ، و در امور عامهء اسفار اربعه و شرح هدايه و مبدء و معاد ، كه از مصنفات صدر محققين است مذكور است ، و ذكرش موجب تطويل و منافى اختصار است .